سلسله نشستهای ایران و جنگ رمضان : درسها و دستاوردها
انجمن دیپلماسی ایران در سه نشست پیاپی با عنوان «ایران و جنگ رمضان: درسها و دستاوردها»، میزبان جمعی از دیپلماتهای پیشین و اعضای هیأت علمی دانشکده بود.
انجمن دیپلماسی ایران در سه نشست پیاپی با عنوان «ایران و جنگ رمضان: درسها و دستاوردها»، میزبان جمعی از دیپلماتهای پیشین و اعضای هیأت علمی دانشکده بود. این نشستها که به صورت مجازی برگزار شد، به تحلیل ابعاد مختلف جنگ سوم تحمیلی، درسهای استخراج شده و دستاوردهای جمهوری اسلامی ایران پرداخت.
نشست اول : با حضور دکتر سجادپور و دکتر امینیان
در یکصد و سی و پنجمین نشست انجمن دیپلماسی ایران که در تاریخ ۱۸ فروردینماه ۱۴۰۴ برگزار شد، دکتر سید محمد کاظم سجادپور و دکتر بهادر امینیان، اعضای هیأت علمی دانشکده روابطبینالملل وزارت امور خارجه، به بررسی ابعاد جنگ رمضانپرداختند.
دکتر امینیان با اشاره به اینکه جنگ از سوی آمریکا با هدف «تسلیم مطلق ایران، نابودی و براندازی جمهوری اسلامی» آغاز شد، گفت: آمریکاییها با اقتباس از توانمندیهای اسرائیل و پشتیبانی کشورهای عرب، استراتژی «شوک و هول» مشابه جنگ ۲۰۰۳ عراق را طراحی کرده بودند. به گفته وی، ترامپ پیشبینی کرده بود ایران طی دو یا سه روز تسلیم شود، اما این جنگ برنامه و آمادگی لازم از سوی آمریکا
نداشت.
دکتر امینیان افزود: ایران موفق شد جنگ را در پنج گام مدیریت کند؛ نخست با تبدیل آن از یک مسئله امنیتی به مسئله نظامی، سپس با تبدیل آن به مسئله اقتصادی از طریق بستن تنگه هرمز و ضربه به روانعادی انرژی. وی همچنین شش سناریوی پیش رو شامل سناریوی ژاپن (تسلیم بیقید و شرط)، عراق ۲۰۰۳ (تهاجم و اشغال)، ونزوئلا، ویتنام (جنگ زمینی و خروج دشمن)، بازگشت طالبان (آسیب به زیرساختها) و سناریوی یمن (توافق بر سر باز کردن تنگه هرمز) را برشمرد و هر یک را تحلیل کرد.
دکتر سجادپور در ادامه با ارائه چارچوب مفهومیبرای فهم جنگ، سه محور اصلی را مطرح کرد:
الف) ادراک و ایدهمحوری: به گفته وی، این جنگ بر پایه ایدهی اسرائیلی-صهیونیستی شکل گرفته است. ایده خشونت و نمایش قدرت، هسته اصلی حزب لیکود است و نتانیاهو خود را منجی صهیونیسم میداند. ادراک ترامپ و نتانیاهو به عنوان مؤثرترین کنشگران، نقش کلیدی داشت. وی افزود: ترامپ شخصیتی روانیگونه و خودبزرگبین دارد و به دنبال موفقیتهای سریع است، اما ادراک او از ایران ضعیف بود، همانند ادراک نادرست کارتر در ۱۹۷۸ و صدام درباره «ایران ضعیف».
ب) بنیه و بنیاد محوری: ایران بنیه دفاعی جدی دارد. رهبر شهید زیرساخت بنیه دفاعی را چنان تنظیم کرد که علیرغم فقدان رهبری، توان دفاعی حفظ شد. بنیه سیاسی، بوروکراتیک و به ویژه بنیه اعتقادی و ملی ایران، از ارکان استحکام کشور در این جنگ بود.
پ) پویایی محوری جنگ: پدیدههای اجتماعی پویا هستند. در داخل آمریکا جریانی ضدجنگ شکل گرفته و بحث برکناری ترامپ با ماده ۲۵ قانون اساسی مطرح شده است. به گفته رابرت پیپ، ایران به یک قدرت جهانی تبدیل شده است. سجادپور در پایان تأکید کرد: مهمترین چیز حفظ روحیه، اراده و امید است.
نشست دوم : با حضور دکتر فرازمند
یکصد و سی و ششمین نشست در ۲۵ فروردینماه ۱۴۰۴ با حضور دکتر محمد فرازمند، سفیر پیشین ایران در ترکیه، برگزار شد.
دکتر فرازمند با اشاره به اینکه جنگ موجودیت ایران را هدف گرفته بود و اهداف باز و وسیعی از ترور تا فروپاشی و تجزیه را شامل میشد، گفت: در این جنگ از دو کارتی استفاده شد که در نیم قرن گذشته شکیبایی شده بود. کارت اول: مدیریت تنگه هرمز که حتی در دوران جنگ تحمیلی به این شکل استفاده نشده بود. اکنون ثابت شده این کارت به راحتی و با کمترین هزینه قابل رو کردن است. نکته قابل توجه آنکه ناتو، متحدان اروپایی و آسیایی آمریکا از تشکیل هرگونه ائتلاف برای باز کردن تنگه خودداری میکنند.
کارت دوم: هدف قرار دادن پایگاههای متعدد آمریکا در منطقه غرب آسیا. آمریکاییها ۱۵ پایگاه در اطراف ایران دارند و خودشان اعلام کردند که در کویت شش کشته و چند زخمی دادهاند. ایران نشان داد که در زدن گسترده این پایگاهها تردید نخواهد کرد.
دکتر فرازمند با تحلیل رویکرد کشورهای شورای همکاری خلیج فارس گفت: در این جنگ رویکرد یکدستی مشاهده نشد. چهار رویکرد اصلی وجود داشت: رویکرد اماراتی (کاملاً دنبال تشدید)، رویکرد قطر و کویت (احتیاط و مهار)، رویکرد عمان (مخالفت با جنگ و همگرایی با ایران) و رویکرد عربستان و بحرین (ظاهراً به دنبال پایان جنگ اما در خفا تشویق به حمله). وی افزود: عدم وجود «غیرت ملی» در این کشورها در طول جنگ مشهود بود.
نشست سوم با حضور دکتر دهقانی
در یکصد و سی و هفتمین نشست که در همان تاریخ ۲۵ فروردین با حضور دکتر غلامحسین دهقانی، سفیر پیشین ایران در بلژیک برگزار شد، مباحث تکمیلی درباره درسها و دستاوردهای جنگ مطرح گردید.
دکتر دهقانی با تأکید بر اهمیت ادراک به عنوان نخستین درس، گفت: ایجاد درک صحیح در طرف مقابل نباید دست کم گرفته شود. اسرائیل و اندیشکدههای وابسته، پیش از جنگ موفق شده بودند ذهنیت ترامپ را تغییر دهند و او را قانع کنند که ایران ضعیف شده و هزینه جنگ کمتر از فایده آن است. در حالی که جنگ رمضان نشان داد این ادراک اشتباه بوده است.
دومین درس، اهمیت قدرت سخت و اهرم در روابط بینالملل بود. دکتر دهقانی با اشاره به تجربه ۳۵ ساله خود در سازمان گفت: اگر اهرم نداشته باشید، بازیگر نخواهید بود. تنگه هرمز مهمترین اهرم ژئوپلیتیک ایران است. یکی از دلایلی که ایران آخرین کشوری بود که مورد حمله قرار گرفت، همین اهرم بود.
سومین درس، نقش مردم و وحدت ملی است. دکتر دهقانی تأکید کرد: نباید پیام ضعف به دشمن فرستاد و نباید اجازه داد جناحیسازی به امنیت ملی آسیب بزند. پیامهای دوگانه و تفرقهافکنانه در شرایط جنگی، لطمه شدیدی به کشور میزند.
از دیگر درسهای مطرح شده توسط وی میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
· لزوم تقویت تابآوری فرماندهی و کنترل و کاهش تمرکز
· تدوین نظم و ساختار همکاری با متحدین منطقهای
· تقویت تابآوری اقتصادی و تنوعبخشی به مسیرهای صادرات انرژی
· کمپین اطلاعرسانی هدفمند و حفظ سرمایه اجتماعی
· دیپلماسی متوازن و استفاده از میانجیها
دستاوردهای جنگ رمضان
· حفظ نظام و تداوم فرایند فرماندهی و تصمیمگیری با وجود حملات سنگین
· تقویت بازدارندگی نامتقارن و تحمیل هزینه اقتصادی و نظامیبر دشمن
· حفظ نفوذ منطقهای و شبکههای همپیمان
· آشکار شدن محدودیتهای واشنگتن و تلآویو در هماهنگی و اراده عملیاتی
· ایجاد گشایشهای دیپلماتیک و تغییر فضای بینالمللی به نفع ایران
سخنرانان در پایان بر لزوم مستندسازی اقدامات، تقویت ظرفیت حقوقی و رسانهای، و ایجاد مرکز دیپلماسی بحران برای هماهنگی سیاست خارجی، امنیت ملی و اطلاعرسانی تأکید کردند.